شجاع

235

أنيس الناس ( فارسى )

ادب ديگر آنكه بايد كه طفل هميشه از پدر ترسان باشد تا او را خوار نگيرد . ليكن اگر جميلى ازو ظاهر گردد او را محمدت نمايند و تربيت كنند ، و اگر قبيحى صادر شود مذمّت و تخويف و زجر . چه طفل در ابتداى نشو و نما افعال قبيح بسيار كند و در اكثر اوقات لجوج و كذوب و فضول بود . ليكن به مرور روزگار و تأديب عقل آموزگار و حصول تجربه از آن برگردد . و از پشت وادادن او به زجر احتراز بايد كرد و به لطايف الحيل او را گاه‌گاه ادب نموده بايد ترسانيد . ادب ديگر آنكه او را با اخيار و اهل اصلاح و مردم پاك‌اعتقاد مختلط گرداند . چه آدمى را از طينت سفلى آفريده‌اند و كدورت عالم در مادّهء ايشان مخمّر و مخلوق ، و ازين سبب در اصل طبيعت اطفال شرّ مركوز است و قبول خير به توسّط تعليم و تأديب نمايند . ليكن بعضى كه در غايت شرّ باشند به تأديب اصلاح نپذيرند . اگر در ابتدا با اخيار نشينند و نشو و نما با ايشان يابند خير شوند ، و الّا به طبيعت اصلى بمانند . بعضى ديگر از حكما گفته‌اند طبيعت بعضى اقتضاى « 1 » خير كند و به هيچ وجه انتقال نيابد ، و طبيعت بعضى اقتضاى « 1 » شرّ كند و به هيچ حال قبول خير نكند - و ايشان بسيار باشند ، و باقى متوسّط الحال كه به مجالست اخيار خير شوند و به مخالطت اشرار شرير .

--> ( 1 ) - اصل : اقتضىء .